عشق برای تو

برای آن عاشق بی دلی مینویسم که حرمت اشک هایم را ندانست

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ عشق برای تو خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

بعضی وقت هااااا


فقط آغوشِ یه نفرِ كه میتونه امن ترین جایِ دنیا واست باشه ♥



[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]



عشق مثل نماز میمونه...!


وقتی نیت کردی دیگه نباید اطرافت رو نگاه کنی...!!


Ghabol Dari ?? Baziche Nis 


[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]




تـازگـیـا مـُد شـده مـیـگـن عـشـقـت رو ول کـن بـره


اگـه بـرگـشـت مـال خـودتـه ،

اگـه بـرنـگـشـت از قـبـل هـم مـال تـو نـبـوده !


لـعـنـتــــــــــــــی کـفـتـر بـازی مـی کـنـیم مـگـه ؟


[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 12:46 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ نظرات() ]


دو نفری باید اینجوری باشی ..


واست فرقی نداشته باشه کجایی ..


.....لق انهایی که نمیتونن ببینن


قبول دارین ؟؟



[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


عفو هر كس به اندازه عشق اوست...



بخشنده ها عاشقترند.... 


[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


برای ان عاشق بی دل می نویسم كه حرمت اشكهایم را ندانست

برای ان مینویسم  كه معنای انتظار را ندانست،

چه روزها و شبهایی كه به یادش سپری كردم

برای ان مینویسم كه روزی دلش مهربان بود

می نویسم تا بداند دل شكستن هنر نیست

نه دگر نگاهم را برایش هدیه میكنم ، نه دگر دم از فاصله ها میزنم

و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم

می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور كند
چت روم عشق رویایی


[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


اینجا مینویسم شاید گذر زمان تو را هم یه روز برای خواندن این مطلب به اینجا بکشاند...

 

من همانم که با اینکه میدانستم تو نمیتوانی با من باشی ولی باز دوستت داشتم.

 

منی که میدانستم بیشتر از نصف حرفهایت راست نبود ولی به احترام دلم باور میکردم!

 

و ندانستی که آنهایی که نصف شب با آنها میحرفی و وقتی اس ام اس هایی من نمیآیند میگفتی

 

لابد حافظه پر شده است!!!!

 

همه رفتنی أند و فقط چند روزی تو را میخواهند.

 

من تمام اینها را میدانستم. ولی دوستت داشتم

 

 

چت روم عشق رویایی



[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست
آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم




[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:54 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


تا حالا شده به یه فرشته ی نجات بر بخوری ؟تا حالا شده به کسی برسی که انگار سال ها به دنبالش بودی تا در کنارش به آرامش برسی ؟ آرامشی وصف ناپذیر . آرامشی که از نبودنش بترسی .اون موقعس که آنچنان دلتنگش می شوی که عین دیوونه ها از یه لحظه نبودنش می ترسی .اون موقع که دلت می خواد ...ثانیه به ثانیه ی زند...


[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:52 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]



b1318_llkj.gif



پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت...



بیچاره از این عشق سوختن آموخت...



فرق من و پروانه در این است...



پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت...



[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


u73_uh.gif


این روز ها اصلا حواست به من نیست



دیگر خبری از من نمی گیری



اما با این حال درکت می کنم



با او بودن تمام وقتت را گرفته است...


i3765_ij.gif


میگن به یاد کسی بخوابی


خوابشو می بینی


می میرم برات تا همیشه خوابتو ببینم...


[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]



qmi8vsq64xpybcsqljfk.jpg


این بار که آمدی



دستانت را روی قلبم بگذار



تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد



می لرزد...



[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


bknfomrjpe5l48a1ezuf.gif


چه خوش خیال است



فاصله را می گویم



به خیالش تو را از من دور کرده



نمی داند تو جایت امن است 



اینجا میان قلبم...


d41_50124183188457850667.gif

d41_50124183188457850667.gif

d41_50124183188457850667.gif

d41_50124183188457850667.gif



[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


من این شب زنده داری را دوست دارم
من این پریشانی را دوست دارم
بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم
گذشت و دلم عاشق شد ، بیشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم
چه بگویم از دلم ، چه بگویم از این روزها ، هر چه بگویم ، این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم
بی قرارم ، ساختم با دوری ات ، نشستم به انتظار آمدنت ، من این انتظارها و بی قراریها را دوست دارم
چونکه تو را دارم ، چون به عشق تو بی قرارم، به عشق تو اینجا مثل یک پرنده ی گرفتارم
به عشق تو نشسته ام در برابر غروب ، این غروب را با تمام تلخی هایش دوست دارم
من این نامهربانی هایت را دوست دارم ، هر چه سرد باشی با دلم، من این سرمای وجودت را نیز دوست دارم
من این بی محبتی هایت را دوست دارم ، هر چه عذابم دهی ، من آزار و اذیتهایت را دوست دارم
هر چه با دلم بازی کنی ، من این بازی را دوست دارم
مرا در به در کوچه پس کوچه های دلت کردی ، من این در به دری را دوست دارم
مرا نترسان از رفتنت ، مرا نرجان از شکستنت ، بهانه هم بگیری برایم ، بهانه هایت را دوست دارم
من این اشکهایی که میریزد از چشمانم را دوست دارم ، آن نگاه های سردت را دوست دارم
بی خیالی هایت را دوست دارم ، اینکه نمیایی به دیدارم هم بماند،غرورت را نیز دوست دارم....
تو یک سو باشی و تمام غمهای دنیا هم همان سو، من تو را با تمام غمهایت دوست دارم....
هر چه بگویی دوست دارم ، هر چه باشی دوست دارم ، مرا دوست نداشته باشی ، من دوستت دارم
من این ابر بی باران را دوست دارم ، من این کویر خشک و بی جان را دوست دارم، این شاخه خشکیده و بی گل را دوست دارم ، من اینجا و آنجا همه جا را با تو دوست دارم....
من این شب زنده داری را دوست دارم
اگر با تو بودن خطا است و من گناهکار ،من گناه کردن را با تو دوست دارم...
بی مهری هایت به حساب دلم ، اشکهایم را که در می آوری نیز به حساب چشمانم من این حساب اشتباه را دوست دارم....




[ پنجشنبه 8 فروردین 1392 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.

همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،

مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.

مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.



[ شنبه 26 اسفند 1391 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ SAHEL ]

[ comment() ]


.: تعداد کل صفحات 8 :. [ ... ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic